۱۴۰۵ مرداد ۴, یکشنبه

به اَرتش ملی ایران: شَریک جُرم خامنه ای و سپاهِ پاسداران نَشوید!

 


پیشگفتار:

مُدتیست که خبر حضور ارتش ملی ایران در سوریه از سوی رژیم تایید و رسانه ای شده است. از آنجایی که نگارنده خود را وامدار فداکاری ها، دلاوری ها و جانبازی های بیشمار ارتش ملی ایران در راستای دفاع از تمامیت ارضی و مردمان ایران زمین در طی هشت سال جنگ و همچنین پیش و پَس از جنگ با عراق می داند و نسبت به ایشان محبت بی پایان دارد، گمان کردم واجب است تا چند خطی برای ایشان که تعدادِ بسیاری از آنان خواننده مقالاتِ نشریه ما هستند، بنویسم.

آیت الله برقعی مرجعی که از تشیّع برگشت و آخوند را اختراع شیّادان نامید

 


پیشگفتار

لازم است در ابتدا خدمت خواننده عرض نماییم که هدف از نوشتن این نوشتار برتری مذهبی بر مذهبی دیگر نمی باشد بلکه گفتن حقایقی است در باره شخصیتی از مراجع بزرگ قم که بدلیل اندیشه و اراده ایی که داشته است مورد آزار واذیت  ملایان قرار گرفته چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب ،باوجود اینکه ایشان گفته است ،نه سنی هستم نه شیعه بلکه پیرو قرآن هستم .  شاید خوانندگان از اینکه درباره یک آخوند می نویسیم تعجب کنند ولی بهر حال مبارزات افراد می تواند در سطوح مختلف از عقایدشان باشد.

برقعی پیش از انقلاب از منبر و مسجد محروم شد ، چون تشیع خرافی را تقبیح می کرد. او اعلام کرد که اسلام چیزی بنام آخوند ندارد و تمامی خرافات شیعه از امامزاده و شفاعت تا خمس وعزاداری، همگی ساخته ملایان شیّاد است. صراحت او در نقد تشیع باعث شد که حتی ساواک او را بازداشت کند. پس از انقلاب هم بارها به زندان افتاد و یکبار وسیله سپاه ترور و بشدت مجروح شد. او جمله مشهوری دارد که می گوید : صد رحمت به زندان ساواک!  آنها اقلاً قرآن و سجاده بما دادند ولی این سپاهی ها نه شرم دارند و نه انسانیت !

دیپلماسی موشک فقط از این دو رهبر بر می آید!

 

همواره آزمایشهای کره شمالی با یکی دو ماه فاصله ، به آزمایشهای ایران می انجامد و به نظر می رسد ایران و کره شمالی در این کار با یکدیگر همکاری دارند و برای رد گم کنی این آزمایشها را با فاصله از یکدیگر انجام می دهند. می توان حدس زد که کشور بحران زده کره شمالی هزینه های نظامی خود را از جیب آخوند تأمین می کند! در قبال آن هم برادران بیسواد و مفت خور دانشگاه مالک اُشتُر ، کپی آن موشکها را برداشته و در ایران آزمایش می نمایند.



دو کشور ایران و کره شمالی

تنها تفاوت عمده ایران با کره شمالی این است که ایران دارای ذخایر مجانی نفت و گاز است. شاید اگر کره شمالی همانند ما چنین ثروت بادآورده ای را داشت ، اوضاعش بسیار بهتر بود.

مردم کره با چنان فقر و خفّتی زندگی می کنند که شاید در تاریخ بی سابقه باشد.اما حکومت دیکتاتور آنها با رهبری کیم جونگ اون بعنوان فتنه در شرق دور شناخته می شود که در کمال بی پولی و فقر کشور دست به ساخت بمبهای هسته ای و موشکهای بالستیک زده است.

در ماههای گذشته دو آزمایش موشکی وسیله کره شمالی انجام شد که هر دو ناموفق بود و در اقیانوس منفجر شند. همواره آزمایشهای کره شمالی با یکی دو ماه فاصله ، به آزمایشهای ایران می انجامد و به نظر می رسد ایران و کره شمالی در این کار با یکدیگر همکاری دارند و برای رد گم کنی این آزمایشها را با فاصله از یکدیگر انجام می دهند. می توان حدس زد که کشور بحران زده کره شمالی هزینه های نظامی خود را از جیب آخوند تأمین می کند! در قبال آن هم برادران بیسواد و مفت خور دانشگاه مالک اُشتُر ، کپی آن موشکها را برداشته و در ایران آزمایش می نمایند.


سیار عجیب است که انتقال پول از ایران به کره شمالی و همچنین فن آوری ساخت موشک از کره به ایران مورد توجه غرب و بخصوص امریکا نبوده است. شاید چین یا روسیه در این میان واسطه دو کشور برای پولشویی و تجارت اسلحه باشند.

سقف ۲۴ میلیونی در برابر میلیاردها دزدی ، یک جوک خنده دار است.

 


اعتراض بسیاری از مردم به سقف بالای حقوق مدیران

در چند روز گذشته مردم به سقف بالای دستمزد مدیران ارشد کشور اعتراض نمودند. در قضای مجازی و شبکه های اجتماعی اعتراضها به شکل و شمایل مختلف دیده شد.  نکته ی مثبت این سقف حقوقی این است که پس از ۳۸ سال دزدیهای میلیاردی ، حکومت دست به اندکی قانونگذاری زده است تا میزان برداشت از سفره انقلاب را کمی کنترل نماید . ژست دولت و مجلس هم ژستی است که می خواهند به مردم درستکاری خود را نشان دهند!

در این میان مردم ما به این میزان از دستمزد معترضند. این در حالیست که سیستم رانتی و فاسد ایران طوری است که اساساً بسیاری از مدیران حکومت نیازی به حقوق ندارند و بسیاری از نمایندگان مجلس و مدیران کشور به این حقوق ماهیانه بعنوان یک “پول ناچیز” نگاه می کنند. در واقع میزان دریافتی افرادی چون لاریجانیها، رفسنجانیها، قالیبافها و هزاران آقازاده اطراف سران حکومت آنقدر زیاد است که نیازی به حقوق ندارند!

نمونه آشکار آن تلاشهای چند میلیاردی نمایندگان برای رسیدن به کرسی مجلس است. این میزان از هزینه کردن که هیچ گاه هم منشأ آن رو نشده است ، بی تردید برای رسیدن به  “قدرت نا مشروع” است وگرنه ۴ سال حقوق مجلس  ۲۵۰ میلیون تومان است که طبیعتا سرمایه میلیاردی آقای نماینده را باز نخواهد گردانید.

اصلاحات؟ مگر دیکتاتور اصلاح می پذیرد؟

 


زمزمه های تغییر رژیم از آغاز امسال

زمزمه ها روز بروز جدی تر می شوند چه در داخل و چه در خارج. پس از مدتها ، مقامات امریکایی از عزم این کشور برای تغییر رژیم در ایران سخن گفتند. موضوعی که هم یک مزیت می تواند باشد و هم یک تهدید. اگر گوادلوپ دیگری بوجود آید بی آنکه به شرایط پس از آن توجه شود ، مشکلات فراوانی در پیش روی ایران خواهد بود.

بنابراین از اینکه جهان غرب به رهبری امریکا بدنبال تغییر رژیم فاشیست اسلامی است می توان بهره جست به شرطی که مخالفان رژیم در این تغییرات حضور مشخص و تعیین کننده ای داشته باشند. اما وزارت اطلاعات رژیم هم بیکار ننشسته است و سعی دارد که با روشهای مختلف جلوی تغییر رژیم را بگیرد.

نفوذ برخی اصلاح طلبان در بدنه اپوزسیون بخصوص از سال ۸۸ باعث شد که اینگونه نمایش و تبلیغ شود که این نظام اصلاح پذیر است. اما خود اصلاح طلبان که از بدنه نظام بوده اند با سدی بنام قانون اساسی ولایت فقیه روبرو هستند.  دفاع متقابل رهبر و سپاه از یکدیگر نشان می دهد که خامنه ای بصورت یک دیکتاتور نظامی ، از ابزار تفنگ برای دیکته کردن خود به اصلاح طلبان بهره ای جانانه برده است.

کشتار هم میهنان کولبر کرد به وسیله پاسداران جنایتکار همچنان ادامه دارد

 


پیش گفتار:

آدم کشی در رژیم اسلامی عیب نیست، بلکه هنر است. هنری که  یک برنامه طرح ریزی شده روزانه و همیشگی  و راز بقای این رژیم است.  به گفته دیگر پایه های استوار موجودیت این رژیم برروی پیکر بی جان جوانان برومند این کشور بنا شده است. این جنایت ها یا در گوشه زندان های بیشمار رژیم جهنمی ولایت فقیه، یا در خیابانها و معابر عمومی، و یا در مرزهای کشور با مرزبانان صورت می گیرد. در این رژیم ضد مردمی، چند گروه قاتل و جنایتکار به صورت مدام و همیشگی فرزندان میهن را به خاک و خون می کشند.

سیاستهای جنگ افروزی رژیم سرانجام موجب تجزیه کشورمان می شود

 



پیش گفتار:

نگهداری از مرز و بوم کشور یک وظیفه بسیار مقدس همگانی، و کوتاهی یا دشمنی با آن در پیشگاه تاریخ و در نزد نسل های کنونی و آینده، فراموش ناشدنی است. آنان که در برابر یک پارچگی و نگهداری منطقه جغرافیائی میهنمان کوتاهی کردند، و یا موجب از  دست  رفتن بخشی از خاک کشورمان شدند، خائن بالفطره نام دارند و گناهشان نابخشودنی خواهد بود.

ندانستن تاریخ کشور؛

اگر نیاکان ما تاریخ خود را می دانستند ما هرگز در طی ۱۴ قرن زیر سلطه تازیان بیابان گرد قرار نمی گرفتیم و اگر نسل ما پیش از سال ۱۳۵۷ تاریخ را خوانده بود، با اطمینان می توان گفت که آخوند پلشت پست فطرت و ضد ملی و مردمی را می شناخت و دیگر امثال خمینی ها، علی شریعتی ها، بنی صدرها و خائنین دیگر راهی در سرنوشت مملکت ما نداشتند…

رژیم فاسد اسلامی توان دفاع از ایران را برابر حمله خارجی ندارد

 


شعار امروز آخوند و بسیج چیست؟

امروزه شاهد آنیم که در کوچه و بازار، بسیجیان و آخوندها در حال تبلیغ برای نظام فاسد و مندرس جمهوری اسلامی هستند. مرتب و مکرر مردم را از داعش و کردستان می ترسانند و به مردم ایران چنین القا می نمایند که رژیم اسلامی مدافع مرزها و جان و ناموسشان است! نظامی که هزاران ایرانی را رسما اعدام کرده است، میلیونها را آواره خارج نموده است و یک میلیون ایرانی را فدای کربلا و قدس نموده است.
آری رژیم اسلامی ایران که در ۳۵ سال گذشته مردم ایران را از همه لحاظ آزار داده است، امروز ادعا می کند که وجودش یک سد دفاعی در حفظ جان و مال مردم ایران است. در این گفتار سعی داریم بررسی نماییم که آیا رژیم اسلامی برای مردم ایران خیری هم داشته است و آیا امروز توان دفاع از مردم ایران را دارد؟

(تصویری که می بینید کار داعش نیست... کار رژیم اسلامی است.. خیلی وقت هم نیست کمتر از 5 سال است. ولی چه ساده مردم ایران کشتار فرزندان خود را بوسیله سپاه و بسیج فراموش کردند... چقدر ساده ایم.)

کارنامه سیاسی رژیم ایران و از دست دادن منافع ملی

کارنامه سیاسی رژیم ایران پر است از اشتباهات و حماقتهایی که به از بین رفتن جان انسانها، هدر رفتن فرصتها و فرار مغزها و سیاه شدن آینده ایران انجامیده است. از اولین روز انقلاب با اعدام خلبانان نیروی هوایی ایران (به بهانه تحصیل در امریکا !) تا امروز سیاست داخلی و خارجی رژیم ایران مبتنی بر پوپولیسم مذهبی و هوچی گری بوده است.

۱- اعدام فرزندان ایران

اعدام نیروهای سالم و تحصیل کرده که در رژیم شاهنشاهی سوابق درخشانی داشتند در آغاز انقلاب ،لکه ننگی بر پیشانی جمهوری اسلامی است که اگر روشنفکران و مردم ایران هشیار بودند متوجه خطر این نوع تند روی و اعدامهای دسته جمعی می شدند.

۲- کشتار جوانان و نوجوان در سلاخ خانه جنگ عراق

در طول جنگ ۸ ساله با عراق از همان سال دوم جنگ با توجه به فرصت برقراری صلح و پشیمانی صدام، فرصتهای مختلف برقراری صلح مکررا از بین رفت و منطق کشور گشایی و شعار مشهور “راه قدس از کربلا می گذرد” که گفته روح الله خمینی بود نه تنها به ادامه جنگ انجامید، بلکه بیشترین کشته ها و تلفات جانی  و مالی ایرانیان در این دوره شش ساله اتفاق افتاد. عدم پذیرش قطعنامه ۵۹۸ که تمامی درخواستهای ایران را در نظر گرفته بود یکی دیگر از اشتباهات خمینی در سال ۶۶ بود که سال پایانی جنگ را به بد ترین سال از نظر نظامی برای ایران بدل ساخت.

(در دوران نخست وزیری هویدا بیشترین پیشرفت اقتصاد که تاکنون ایران به خود دیده است بوقوع پیوست و ایران پله های ترقی اقتصاد را بسرعت پیمود.  اما در روزهای انقلاب، شاه او را به زندان انداخت! بعد هم در دادگاه خلخالی در میان جلسات محاکمه با کلت کمری اعدام انقلابی شد! این است همان چیزی که "آغاز" نظام مقدس اسلامی نامیدندش! " )

بسیار جالب است که قطعنامه ای که ۸ سال جوانان ایران را بخاطر بند بندش به کشتن دادند، به گوشه ای نهاده شد و باز پرداخت غرامت جنگ که می توانست مرهمی بر افت اقتصادی و انسانی دوران جنگ باشد، کاملا به فراموشی سپرده شد؛ گویی که تنها هدف رژیم ایران و خمینی ، ادامه دیوانه وار جنگ بوده است و مابقی درخواستها از سازمان ملل بهانه ای بیش نبوده است.

۳- تبلیغ و اشاعه شیعه گری

پس از جنگ، رژیم اسلامی سیاست اشاعه و تبلیغ تشیع را در کشورهای منطقه ایجاد کرد و میلیلردها دلار را صرف شیعه کردن مسلمانان کشورهای سوریه و هند و پاکستان نمود. در کشورهایی نظیر مالزی و بسیاری از کشورهای جهان مفت خورانش را به بهانه تبلیغ تشیع فرستاد. این سیاست تهاجمی ایران، نا خرسندی و خشم دولتهای عربی را به همراه داشت و بسیاری از کشورهای عربی روابط خود با ایران را محدود نمودند.

۴- سیاست ضدملی تحقیقات هسته ای

سیاست پنهان کاری هسته ای و ایجاد تزلزل سیاسی در ایران؛ رژیم اسلامی از دهه هفتاد خورشیدی برنامه های هسته ای خود را پنهان کرد و در برابر اعتراض مجامع جهانی مقاومت نمود. وابستگی یش از حد ایشان به  روسیه و سرازیر شدن تسلیحات دست دوم و عقب مانده روسها به ایران کمک اقتصادی بزرگی به روسیه شد و دولت ورشکسته روسیه تا جایی که توانست هزینه تراشی کرد تا دلارهای نفتی ایران را بدست آورد. اما آنچه ایران بدست آورد نه فن آوری در خوری بود و نه روسیه اجازه آموزش دیدن کارشناسان ایرانی را می داد.  نیروگاه اتمی بوشهر پس از صرف میلیاردها دلار و سه دهه وقت کشی روسها هنوز توان تولید برق را ندارد و اگر تا ابد هم برق تولید کند نمی تواند هزینه های سرسام آور دریافت شده از طرف روسها را باز پس دهد.

در برابر این حاتم بخشی ایران به روسیه ، ایران متهم ردیف اول هسته ای جهان شد و خود روسیه هم آرام آرام به جمع معترضین به سیاست هسته ای ایران پیوست! روسیه ابتدا ساتریفوژ و تجهیزات غنی سازی را به ایران فروخت و سپس در سازمان ملل به جمع رای دهندگان علیه رژیم ایران پیوست! تردیدی نیست که غنی سازی و بلند پروازیهای هسته ای ایران در تولید اورانیوم ۲۰٪ خطر بزرگی برای صلح و آرامش منطقه است ولی روسها نشان دادند که به هیچ عنوان متحد و همراه با ایران نیستند و تنها هدفشان داشتن سهمی از دلارهای نفتی آخوند بوده است.

۵- رشوه گیری و فساد در قراردادهای نفتی و نظامی

ژمانی که در قراردادهای نفتی،قرار دادهای نظامی و هر نوع امضای قرار داد ردّپای فساد و رشوه باشد امیدی به پیشرفت و کیفیت نیست.  بنابر این توان ارتش و سپاه ایران پوشالی است و رشوه خواری در خرید تسلیحات باعث شده است که بی کیفیت ترین و عقب مانده ترین  نوع  تسلیحات در نیروی دفاع ایران موجود باشد. در یک جنگ فرضی نیروی هوایی و هوانیروز ایران عملا همان نیروی پایان جنگ ایران و عراق است و توان سپاه هم به موشکهای اسکاد روسی محدود شده است. موشکهایی که دقت بسیار پایینی دارند و هرگز بعنوان یک توان موشکی واقعی پذیرفته نیستند. موشک اسکاد در واقع کپی روسی همان موشک معروف وی است که هفتاد سال از طراحی نمونه اولیه آن می گذرد.

سیاست فساد مافیایی و ارعاب معترضان

بارها شنیده ایم از اعتراض گروهی مردم به فساد اقتصادی و دروغهای موجود در سیستم فاسد جمهوری  اسلامی ، اعتراضهایی که همواره به بازداشت معترضان و زندانهای طولانی مدت و تبعید ایشان انجامیده است. سیستم فاسد  اداره حکومت ایران جای را برای پوشش دادن کاستیها و ضعفها باز گذاشته است. بطوری که امکان اعلام و ایراد مشکلات نیست و هر نوع بازرسی از نقاط مختلف سیستم اداری را ناممکن می نماید. بقول معروف : “وای به روزی که بگندد نمک !”

(شاه رفت؟ اما مفهوم شاه چیست؟ آیا  دیکتاتوری هم رفت؟ هزاران اعدام و کشتار گسترده معترضان در 35 سال رژیم اسلامی نشانه دموکراسی است و یا دیکتاتوری؟)

مافیای قدرت اما تلویزیون را در اختیار دارد و همواره در بوق و کرنا اعلام می کند که مخالفان رژیم وابسته به غرب هستند و این مشکلات اقتصادی و فساد و چلشته خور شدن کارمندان و مافیای قدرت را پنهان می کند. سیاست ساده  این رژیم فرافکنی  و وابسته کردن مشکلات به  دولتهای خارج بوده است.
لایه های مختلف فساد درون رژیم در حال حیف و میل هستند و مردم با وجود اطلاع از فساد گسترده معمولا بخاطر ترس سکوت اختیار می کنند.

فریب از راه مذهب و ملیت

فریب علنی مردم از طریق خرافات و دست گذاشتن بر زخمهای کهنه و نقاط ضعف ملیت و مذهب ایرانیان روش اصلی اداره مردم بوده است. به هنگام رای گیری از طریق مراجع وابسته سعی دارند به مذهبیون یاد  آور شوند که رای دادن یک امر واجب است و از طریق پخش سرودهای ملی در رسانه خود سعی در شور اندازی در دلهای مردم ملی گرا دارند. این گونه است که در اکثر انتخابات با حضور مردم فریب خورده ایران مواجه می شویم. گروه زیادی به امید بهتر شدن اوضاع رای می دهند غافل از این که هر رأیی که داده می شود عمر این نظام را افزایش داده و فساد و توطئه های ملایان بی وطن را تأیید می کند.

بر اساس همین دوز و کلک و حقه بازی، امروز هم  به مردم اینگونه تلقین شده است که رژیم ایران سدی محکم در برابر داعش است و برای جلوگیری از حمله داعش باید از رژیم اسلامی حمایت کرد. غافل از آن که رژیم اسلامی در این ۳۵ سال خود یک “داعش”، و حتی خطرناک تر از “داعش” برای مردم و کشور ایران بوده است.

(هر رأیی که ملت می دهند، دهن کژی به کشته ها و اعدامی های 35 سال گذشته اشت. تأیید تبعیض قومی و دینی است. هر رأیی که به صندوق می رود ، تأیید رژیم فاسد اسلامی است.)

این فریبی بیش نیست! آنچه ایران را از داعش حفظ می کند ، همان چیزی است که نظام جمهوری اسلامی را حفظ کرده است: نیروی مردم. هرچند که رژیم اسلامی از شور مردم به روشهای پوپولیستی سوء استفاده کرده است ولی همین مردم ایرانزمین بدون توجه به رژیم منحوس اسلامی و خامنه ای جنایتکار همواره برای دفاع از مرزهای ایران آماده اند.

قضیه وارونه است!

پس قضیه وارونه است. مردم ایران در صورت حمله احتمالی به کشور، نیازی به ملایان فاسد و بسیجیان خودفروخته و تهی مغز ندارند. این رژیم فاسد است که برای دفاع از خود نیاز به خیل مردم دارد. همان مردمی که برای دفاع از میهن و ملیّت ۸ سال جنگیدند ولی این رژیم آن را دفاع از اسلام می نامد!  همان ملتی که برای مخالفت با خامنه ای جنایتکار و سعید جلیلی ، با اکراه بپای صندوق رای رفتند و به کاندید مقابل ایشان روحانی رای دادند. درست  اندیشیدن و تشخیص موقعیت ها چیزی است که باید دنبال کنیم. جمهوری اسلامی ابدی نیست و روزی خواهد رفت، تاریخ رفتنش  را مردم ایران تعیین خواهند کرد.

سپاه پاسداران، سپاه اختاپوس دزد و چپاولگر اصلی کشور است

 


پیش گفتار:

به تازگی دولت آمریکا بر تأسیسات و مؤسسات سپاه پاسداران تحریم گذاشته است. سپاه با بی تفاوتی می گوید که این تحریمات اندک زیانی به اقتصاد سپاه وارد نمی کند بلکه زیان این تحریمات بر اقتصاد کشور است و دود آن به چشم ملت می رود. به راستی سپاه راست می گوید زیرا سپاه اختاپوس دزدی وچپاول کشوراصلی‌ترین نهاد سرکوب و صدور تروریسم در این رژیم می‌باشد، این ارگان امنیتی و سرکوبگر رژیم برای تأمین مالی بخشی از فعالیتهای نظام امنیتی برون مرزی و درون مرزی خود با برخورداری از امتیازات ویژه و انحصاری و استفاده ازرانت خواری درعرصه اقتصاد کشور تاخت و تاز می‌کند و مانع توسعه و رشد پایدار اقتصاد کشور شد.

بزودی رژیم ولایت فقیه با وجود نفرت عمومی مردم کله پا می شود

 


پیشگفتار:

تاریخ نشان داده است رژیم هائی که با ظلم و ستم و دیکتاتوری با مردم خود رفتار کردند، چندان دوامی نیاوردندو باوجودنفرت مردم و کشورهای بیگانه دشمن خود، به زودی از پای درآمدند. به عنوان نمونه پینوشه، هیتلر، صدام حسین،از اینگونه اند. در ایران اگر به تاریخ کنونی آن مراجعه کنیم بیزاری مردم از رژیم شاه به دلیل دیکتاتوری او را می توان به عنوان نمونه نام برد.

دوران دیکتاتوری و دلایل نفرت مردم از شاه:

 شاه از ۲۸ مرداد ۳۲ که با همکاری آمریکا و انگلیس مصدق را برکنار و او را تا لحظه مرگ محکوم به حبس خانگی ساخت و برای مدت ۲۵ سال به دیکتاتوری خود  بر همه کشور ادامه داد، از یک سوی پشت پازدن به انقلاب مشروطیت و از سوی دیگر برپا ساختن چند شبه انقلاب ساختگی و مسخره ای به نام “انقلاب شاه و مردم” که در آن کمترین ویژگی مردمی نداشت. مسخره تر از همه اینها، که از دیکتاتوری شاه نشأت میگرفت جشن های ۲۵۰۰ ساله وی بود که کمترین هویت ملی و مردمی نداشت و سرتاسرآن از خودکامگی و خودبزرگ بینی وی فریاد می زد.


علت نفرت مردم از شاه؛

آخرین دلیل دورشدن مردم از شاه، رفتار ناشایست وی نسبت به شماری از آزادیخواهان سیاسی، ادغام کردن همه احزاب سیاسی در یک حزب بنام “رستاخیز” اعدام عده ای فعالان سیاسی،  و سرانجام نفرت نهائی مردم به او شد. آنهائی که این حقایق را نبینند وآن را به روش دیگری بیان کنند یانسبت به وقایع تاریخی ایران کور و نابینایند و یا آن که به سرنوشت و تاریخ این کشور دشمنی دارند و با خودکامگی آن را به نفع خود به روش دیگری بیان می کنند. ولی انی نوشته و نوشتار گذشته ما در مورد رفتار و دلایل سقوط شاه همگی از حقایق تلخ تاریخی است که در سرزمین ما اتفاق افتاد و بر مردم رنج دیده و مصیبت کشیده ما گذشت.

تا بانوان کشورمان فعالانه در تظاهرات شرکت نکنند رژیم ضدایرانی همچنان در قدرت باقی خواهدماند

 


یش گفتار:

دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد. این شعاری است که ما همیشه دست کم گرفته ایم و اوج توانائی و قدرتمندی رژیم ضد ایرانی را به حساب نیاوردیم. با آنکه نیمی از جمعیت کشورمان را زنان تشکیل می دهند، این پرسش مطرح است که چرا و به چه دلیل بانوان کشورمان در این امر حیاتی که به سرنوشت همه ما بستگی دارد حضور چشمگیری در تظاهرات و راهپیمائی ازخود نشان نمی دهند.

نخستین گرد همائی و اعتراض بانوان کشور:

بانوان کشورمان آزادانه و بدون آن که تحت فشار و یا سفارش حزبی، گروهی، فرقه ای باشند به حکم دفاع از آزادی و شرف انسانی  و احساس بدی که از دستورات تبعیض آمیز و ضد بشر اسلامی که از سوی خمینی و آخوندهای ریز و درشت بر سال ۱۳۵۷ خورشیدی به مردم ایران به ویژه زنان باکمال و قدرتمند میهن دوست تحمیل شده بود در تاریخ یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۵۷ در سراسر تهران و چند شهر دیگر به اعتصاب و اعتراض برخاستند و علیه  قوانین ارتجاعی و ضد زن اسلامی به ویژه تحمیل حجاب بی منطق اجباری به دادن شعارهای دست جمعی و پخش اعلامیه های گوناگون پرداختند.

شوربختانه، در این اعتصاب ملی و همگان نیزچون از ناحیه مردان مانند شوهران، برادران، و اقوام دیگر نه تنها همراهی و همکاری نگردید، بلکه همه گونه مخالفت و سنگ اندازی مانند همیشه در راه و هدف آنان انداخته شد و آنان را به ناچار به انحراف و یا سکوت کشاند. نتیجه آن که قوانین تحمیلی آخوندهای بیشرف و ضد فرهنگ ایرانی را  موفق و پیروز گرداند و بانوان گرانمایه و اندیشمند کشورمان را به عقب نشینی و فراموش کردن حقوق قانونی و انسانی آنان وادار کرد.

آقای خامنه ای، همانگونه که توبه گرگ مرگ است، سزای جنایات همیشگی شماچه می تواند باشد؟!

 


پیش گفتار:

تاریخ گسترده و طولانی کشورمان سرشار و مالامال از سرگذشت زندگی، خدمات انسان های وارسته و فداکار و یا خیانت، دزدی، و وطن فروشی گروه دیگر است. طبیعی است خیانت و پشت پا زدن به ملتی، همواره لعنت و نفرین به دنبال خواهد داشت،

در حالی که خدمتگذاران و خادمان برجسته موجب افتخار و یادآوری هر انسان میهن پرستی بوده، و بسیاری از عملکرد اینگونه افراد سرمشق و راهنمای  شماری از آیندگان خواهد بود.

خدمتگذاران و خائنان به کشور:

به عنوان نمونه، داریوش بزرگ، انوشیروان دادگر، شاه عباس بزرگ، کریمخان زند، نادرشاه افشار، رضاشاه بزرگ، و مصدق هرکدام در راه میهن خدمتگذاری صادق و فداکار بوده اند، و افرادی چون شاه سلطان صفوی، فتحعلیشاه قاجار، و علی خامنه ای موجب ننگ و نفرین ملت بوده، و نامشات بانفرت همه جا گفته و نوشته می شود.

فراموش نشود که نام و خدمات کوروش کبیر فرزند پاکباخته و فداکار تاریخ ایران گرچه مورد بی حرمتی و بی احترامی رژیم تازی نژاد ولایت وقیح است، ولیکن از مرزها گذشته و مورد ستایش جهانی قرار دارد. زیرا او سمبل آزادگی، انسانیت، بزرگ منشی بیشتر جهانیان بوده، و ملت و کشوری های گوناگون با یادآوری خدمات ارزنده و انسانیت قابل ستایشش برای او احترام ویژه ای قائلند.

با مجتبی خامنه ای آخوندک ابر جنایتکار کشورمان بیشتر آشنا شوید

 


پیش گفتار:

مثل معروفی است که می گویند: “ در روز قیامت مارهایی وجود دارد که از ترس آنان انسان به افعی پناه می برد”. این حکایت امروز کشور ما است. در ایران جنایتکاران بسیارند. هر آخوند و طلبه و هرسپاهی و ارتشی و هر بسیجی جنایتکار است و یا می تواند جنایتکار باشد. ما جنایتکاران بزرگی چون خمینی، خلخالی، خامنه ای، هادی غفاری، رفسنجانی، هزار اندر هزار سپاهی و بسیجی  و شکنجه گرداشته و داریم ولیکن تا کنون مانند طلبه بی سواد و جاه طلبی چون“ ابرجنایتکار مجتبی خامنه ای”   نداشته ایم.

به راستی این آخوندک سنگلدل و بی رحم را باید با چنگیز خونخوار، هیتلر بی رحم، و پینوشه مخوف و آدم کش، و استالین قتل عام کننده انسان های بزرگ مقایسه نمود که اگراز آنان پیشی تر و جلو تر نباشد دست کم نیز نخواهد داشت. این جانور اگر می توانست و قدرت بیشتری داشت دستور قتل عام چند میلیون مردم ایران می داد. در لیست زیر  اسامی ۳۸۸ تن از جنایتکاران رژیم را می خوانید و به هویت پلید آنان پی می  برید.

خامنه ای ، نهادها وسازمانها وافراد تحت امر مافیای جنایتکار وخون ریز بیت خامنه ای با عکس وسازمان کارآنها

 خامنه ای ، نهادها وسازمانها وافراد تحت امر مافیای  جنایتکار وخون ریز بیت خامنه ای با عکس وسازمان کارآنها


خامنه‌ای جنایتکاردر مقام ولی مطلق فقیه، تنها یک شخص نیست؛ بلکه رکن بنیادیِ "مجموعه‌ای نظام‌مند" است.
نطامه یا مجموعه ای که بر ریا چپاول جنگ وخونریزی استوار است او این مجموعه را با مافیائی اداره میکند که سرانش در بیت خامنه ای میباشند.

 شبکه‌ی نظامی-امنیتی، نهادهای مذهبی و به ویژه سازمان روحانیت، بنگاه‌های اقتصادی بزرگ و بیرون از نظارت دولت، دستگاهِ قضا، مراقبت و مجازات در این "مجموعه‌ی نظام‌مند" به هم پیوسته و درهم تنیده‌اند.


خامنه‌ای جنایتکار که مردم بارها در خیابان فریاد زدند خامنه ای قاتله ولایش باطه ،اما او در نظام عمود خیمه نظام تلقی میشود اودر مقام تجسد ایدئولوژی "ولایت مطلقه‌ی فقیه"، رشته‌ی یگانه‌ای است که به این پاره‌های پراکنده، وحدت و انسجام می‌بخشد. او سنگِ پایه و نیز نماد و نمودِ اصلی و کانونی این "مجموعه" است که پایه آن بر قتل ترور وسرگوب استوار است.

با این حال فرماندهان نظامی، بدون او فاقد ایدئولوژی، رهبری و ناتوان از برقراری ارتباط با دیگر اجزای این مجموعه هستند. بدون او ، رابطه‌ی نهادهای نظامی و امنیتی با لایه‌های زیرین اجتماعی و نیز مناسبات پیچیده‌ی اقتصادی جاری گسسته می‌شود. خامنه‌ای خون ریز همان اندازه "اسیر" دست فرماندهان نظامی است که آنان در بند و باره‌ی او هستند. او بدون آن فرماندهان هیچ است و فرماندهان بدون او و دیگر پاره‌های این مجموعه هیچ‌اند.


 کانون این مجموعه را به استعاره همان "مافیای بیت رهبری" می‌توان خواند؛ بیتی که فراتر از خانه‌ای فیزیکی است و دیوارهای نامرئی آن از کوچه‌های پرطلبه‌ی قم تا سطرهای سیاه روزنامه‌ی کیهان، از زندان اوین تا دفترهای نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها برکشیده و بالارفته است. گسلی در این دیوارهای متصل، سقف و ایوان "بیت رهبری" را فرومی ریزد.

همین خامنه ای ونظام خونریزش بدست مقاومت ایران افشاگری وپایداری قهرمانام ایران زمین جام زهر اتمی را سرکشید والان تمامیت کشتی عظما در گل نشسته ودر حال غرق شدن است.
در زیر سعی شده این مافیای خون ریز ،غارت گر و جنگ طلب وتروریست پرور را ترسیم نمائیم.

خامنه ای، حیله گر، فاسد و جلاد

 


خامنه ای فرمان کشتار مردم را می دهد، تاریخ به یاد خواهد داشت و امروز جهانیان شاهد آن هستند. چرا خامنه ای و بیت او چنین مصمم برای قتل ایرانیان است؟ جمهوری اسلامی از ابتدا دو اهرم اساسی داشت: یکم، ماشین دولتی تبلیغات شیعه با بودجه هنگفت حکومتی بمنظور مغزشوئی و تولید ذهن اسلامی. دوم، ماشین سرکوب سپاه و بسیجی و سازمانهای اطلاعاتی جاسوسی برای تخریب هرگونه مقاومت و اعتصاب و مبارزه و تشکل سندیکایی و سیاسی. هدف خامنه ای حفظ قدرت مطلقه فردی، حفظ ثروتهای کلان شخصی و خانوادگی و کاست مالی سیاسی، تحکیم ایدئولوژی قرآنی اسلامی برای بازتولید بندگی انسان و ضدیت با آزادی و دمکراسی است.

نکته یکم:

خامنه ای دارای قدرت مطلقه فردی است که توسط قانون اساسی جمهوری اسلامی برسمیت شناخته شده و تمام نهادهای سیاسی و نظامی و اداری و دینی به قدرت او وابسته هستند. از نظر مالی اقتصادی ثروتمندترین و فاسدترین شخص در ایران است. خبرگزاری رویترز دوشنبه 20 آبان 1398 گزارشی منتشر کرد مبنی بر اینکه «دارایی رهبر انقلاب بالغ بر 95 میلیارد دلار تخمین زده می شود». حال میزان ثروت خامنه ای بطور مسلم بیشتر است زیرا با توجه به فقدان خطوط مشخص مالکیت نهادهای مذهبی و سپاه و دولت و افراد خانواده، تسلط او به ثروت عظیم است. خامنه ای یعنی تجمع فساد سیاسی و مالی و اخلاقی.

اعتراضات آبان ۹۸ چه تاثیری بر خامنه‌ای گذاشته است؟

 


گستره اعتراضات آبان ۱۳۹۸ که حتی به گفته چهره‌های سیاسی در داخل این کشور قابل مقایسه با موارد گذشته نیست و ترکیب جمعیتی آن، طیفی از گروه‌های آسیب‌پذیر و کم‌درآمد تا شهروندان نیازمند را در بر‌گرفته است. از سوی دیگر سرعت و شدت سرکوب کم‌سابقه این اعتراضات به نظر می‌رسد که فضای اجتماعی را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. این تحول همچنین به نظر می‌رسد که در نگاه آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران، در اداره امور کشور تاثیراتی مهمی برجا گذاشته باشد.

در همین رابطه ناتوانی نظام سیاسی ایران در پاسخ به مطالبه اصلی معترضان چشم انداز سیاسی و اجتماعی در این کشور را تیره و بی‌ثبات نشان می‌دهد.

طرح افزایش قیمت بنزین، مصوبه شورای هماهنگی سران سه قوه با تایید رسمی آیت‌الله علی خامنه‌ای است. رهبر جمهوری اسلامی ایران، این شورا را پس از بازگشت تحریم‌های آمریکا و با هدف عبور از شرایط اضطراری تاسیس کرد؛ اما زمانی برای عبور از این وضعیت متصور نیست. آمریکا به تشدید تحریم‌های جمهوری اسلامی ایران ادامه داده است و آیت‌الله خامنه‌ای هم ظاهرا قصدی برای مذاکره و پایان دادن به شرایط بغرنج اقتصادی نشان نداده است.

گاهشمار چهار دهه اعتراضات مردمی در ایران پس از انقلاب

 


پس از انقلاب ۱۳۵۷ و در پی استقرار جمهوری اسلامی، ایران به‌طور مستمر شاهد اعتراضات و ناآرامی‌های اجتماعی بوده است؛ اعتراضاتی با ماهیت‌های گوناگون، از تلاش برای احقاق حقوق جنسیتی و مطالبات صنفی و مدنی گرفته تا اعتراضات اقتصادی و مقاومت‌های قومی و سیاسی، که به ویژه در سال‌های اخیر از سطح مطالبات مشخص فراتر رفته و مستقیما ساختار و بنیان‌های حاکمیت را هدف قرار داده‌اند.

اولین اعتراض علنی به حکومت جدید در دومین ماه پس از انقلاب رخ داد. در تظاهرات اسفند ۱۳۵۷ گروهی از زنان در اعتراض به اجباری‌شدن حجاب اسلامی به خیابان‌ها آمدند. اعتراضات پزشکان نیز در تابستان ۱۳۶۵ رخ داد که با انحلال هیئت رئیسه سازمان نظام پزشکی و دستگیری و حبس تعدادی از پزشکان خاتمه یافت.

اعتراضات دهه هفتاد در شهرهای مختلف ایران، با توجه به محدویت رسانه‌ای آن سال‌ها به جز مورد کوی دانشگاه بازتاب گسترده‌ای نیافت. اما پس از گسترش شبکه‌های اجتماعی در دهه ۱۳۸۰ اخبار اعتراضات خیابانی، انتشار و انعکاس بیشتری یافت. اعتراضاتی که خبرسازترین‌ آن‌ها در تیر ۷۸، خرداد ۸۸، دی۹۶، آبان ۹۸، تیر۱۴۰۰ و مهر۱۴۰۱ رخ دادند.

چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟»؛ نگاهی به مقالات روزنامه‌های قبل از انقلاب ۵۷

 


۲۲ بهمن امسال، در حالی جمهوری اسلامی وارد ۴۴ سالگی خود می‌شود که در پنج ماه گذشته فراگیرترین اعتراضات علیه خود را شاهد بوده است. عده‌ای معتقدند آنچه در این مدت در خیابان جاری بود اعتراضات صرف نبود و «اسمش شده انقلاب». بسیاری نیز معتقدند که با این اتفاقات چیزی در ایران عوض شده و جامعه دیگر به قبل از شهریور ۱۴۰۱ برنمی‌گردد. آن‌ها بر این باورند که تغییری جدی‌ در اندیشه و آگاهی جامعه به وجود آمده است.

اما به دلیل سانسور حاکم بر روزنامه‌‌های ایران، چنین نظراتی به در رسانه‌های داخل کشور بازتاب پیدا نمی‌کنند. در دوران حکومت محمدرضا شاه نیز برای سالیان دراز، وضع بر همین منوال بود و صحبت از تغییر یا تحلیل آزادانه شرایط سیاسی-اجتماعی کشور ممکن نبود.

تا اینکه سرانجام با اوج گرفتن اعتراض‌های سال ۵۷، و دو اعتصاب گسترده روزنامه‌نگاران، حکومت از فشار سانسور مطبوعات کاست و فرصتی فراهم شد تا روزنامه‌نگاران و صاحب‌نظران درباره آنچه در کشور در حال رخ دادن بود، مطالبی منتشر کنند.

در این مطالب، نه تنها «انقلاب» مردم ایران علیه نظام شاهنشاهی واکاوی می‌شد، بلکه حتی درباره نظام سیاسی بعدی و مشخصا پیشنهاد اسلامگرایان برای تاسیس یک «جمهوری اسلامی» نیز تبادل نظر می‌شد و موافق و مخالف مطالبی منتشر می‌کردند.

«اپوزیسیون پراکنده ایران» چرا مخالفان جمهوری اسلامی نمی‌توانند با یکدیگر متحد شوند؟

 


هر زمان که ایران با موجی از اعتراضات سراسری روبه‌رو می‌شود، مانند آنچه تنها ماه گذشته رخ داد، دو پرسش همیشگی ذهن تحلیلگران و فعالان سیاسی را درگیر می‌کند: آیا این بار حکومت سقوط خواهد کرد؟ و اگر چنین شود، چه چیزی جای آن را خواهد گرفت؟

نشریه فارن افرز، در مقاله‌ای مفصل به قلم صنم وکیل، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقای موسسه چتم هاوس و الکس وطنخواه، پژوهشگر ارشد در موسسه خاورمیانه به این موضوع پرداخته و راه‌های اتحاد گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی را مورد بررسی قرار داده‌اند.این نشریه در این مقاله می‌نویسد: این که این‌بار حکومت سقوط خواهد کرد و اگر چنین شود چه چیزی جای آن‌ را خواهد گرفت پاسخ مشخصی ندارد. برخی تحلیلگران معتقدند ساختار قدرت در ایران، برخلاف ظاهر شکننده‌اش، همچنان مستحکم است و می‌تواند اعتراضات بیشتری را تاب بیاورد. برخی دیگر بر این باورند که نظام سیاسی فرو خواهد پاشید، اما نتیجه آن نه دموکراسی بلکه شکل‌گیری دیکتاتوری دیگری زیر نظر سپاه پاسداران، قدرتمندترین نهاد نظامی و سیاسی کشور خواهد بود. گروهی خوشبین‌تر می‌گویند کل ساختار فعلی از هم خواهد پاشید و یک چهره مخالف در خارج از کشور، شاید رضا پهلوی ولیعهد پیشین ایران، می‌تواند به گذار به یک دولت دموکراتیک کمک کند یا حتی نظامی سلطنتی مشروطه برقرار شود. خوشبین‌ترین سناریو نیز از گذار توافقی سخن می‌گوید؛ انتقالی که در آن بخشی از چهره‌های درون حاکمیت، قدرت را به نیروهای مخالف واگذار کنند.

مخالفان جمهوری اسلامی ایران

 


مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران (یا اپوزیسیون ایران) به طیف گسترده‌ای از افراد و جریان‌هایی گفته می‌شود که با نظام جمهوری اسلامی ایران مخالفند. بیشترین شمار مخالفان در داخل ایران را شهروندانی تشکیل می‌دهند که بدون وابستگی به احزاب یا سازمان‌های خاص در اعتراضات سراسری سال‌های گوناگون از جمله ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ شرکت کرده‌اند.[۱][۲][۳] از میان این معترضان، شعارها و نمادهای پادشاهی‌خواهی (طرفداری از بازگشت دودمان پهلوی) در اعتراضات سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ به طور قابل توجهی دیده شده است.[۴][۵] هواداران این جریان فاقد هرگونه تشکیلات متمرکز هستند و عمدتاً به صورت خودجوش و پراکنده عمل می‌کنند.[۶]

دیگر گروه‌های مخالف (مانند سازمان مجاهدین خلق و حزب توده ایران) عمدتاً در خارج از ایران فعالند و نفوذ چندانی در داخل کشور ندارند.[۷][۸][۹][۱۰] به دلیل سرکوب گسترده و نبود نظرسنجی‌های مستقل، ارزیابی میزان دقیق نفوذ هر یک از جریان‌های مخالف در داخل ایران دشوار است.[۱۱]

اعلامیه جهانی حقوق بشر

به اَرتش ملی ایران: شَریک جُرم خامنه ای و سپاهِ پاسداران نَشوید!

  پیشگفتار: مُدتیست که خبر حضور ارتش ملی ایران در سوریه از سوی رژیم تایید و رسانه ای شده است. از آنجایی که نگارنده خود را وامدار فداکاری ها...