۱۴۰۵ تیر ۱, دوشنبه

از دلبری برای غرب تا کاستن توجه به مشکلات ریشه‌دار؛ آیا مشکل حجاب اجباری بود؟


پس از انتشار مستند «ترانه»، ‌ساسان آقایی نویسنده در پستی با عنوان «درباره ترانه علیدوستی نیست» در کانال تلگرام خود نوشت: «این را هرگز فراموش نکنید که تمام «دست‌آوردی» که به آن می‌بالند، یک هزارم آن چیزی‌ست که شاه در سینی گذاشت و تقدیم زنان ایرانی کرد اما همین ویروس چپ که آلوده‌اش شده‌اند، از زنان ایران دزدید.»

در این مستند،‌ ترانه علیدوستی، هنرپیشه شناخته شده به حجاب اجباری می‌پردازد و از اعتراضات زنان به حجاب اجباری پس از «پیروزی» در انقلاب ۵۷ می‌گوید و اینکه مردان در آن لحظه تاریخی زنان ایران را تنها گذاشتند.

آقایی می‌نویسد: «کاش جای جمله‌های کلیشه، یک بار شجاعت اندیشیدن و بلند گفتن این را داشتند که آن زنان تظاهرات ۸ اسفند ۵۷ اگر به مردان و زنان دلیری می‌پیوستند که در ۵ بهمن یا ۲۰ بهمن با تمام خطرها و تهدیدها به خیابان آمدند تا از قانون اساسی و ایران پاسداری کنند، آن‌گاه نیاز نبود ۴۵ سال بعد برای داشتن یک هزارم حقوق زن ایرانی در سال ۲۵۳۶ (۱۳۵۶) آن‌هم با هزینه‌کرد صدها جان شیفته‌ و جوان، رخ عقاب بگیرند!»

تنگنای معیتشی مردم با قطعی اینترنت توسط جمهوری اسلامی

 


دی‌ماه ۱۴۰۴ برای اقتصاد ایران ماهی کم‌سابقه بود؛ ماهی که در آن، اعتراضات سراسری با یکی از طولانی‌ترین و شدیدترین قطعی‌های اینترنت در تاریخ جمهوری اسلامی هم‌زمان شد. قطع گسترده ارتباطات، تعطیلی وسیع کسب‌وکارها، اختلال در زنجیره تأمین و تشدید فشارهای روانی و معیشتی، مجموعه‌ای از شوک‌های هم‌زمان را به اقتصاد وارد کرد که نتیجه آن، جهشی چشمگیر در شاخص‌های تورمی بود.

جمهوری اسلامی با قطعی اینترنت و مختل کردن جریان اقتصاد ایران، معیشت مردم را با تنگنای وحشتناکی مواجه کرده است.

آمارهای رسمی مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که تورم در این مقطع به سطوحی رسید که در سال‌های اخیر سابقه نداشت. این گزارش، به بررسی نقش مستقیم و غیرمستقیم قطعی اینترنت و تعطیلی فعالیت‌های اقتصادی در تشدید تورم می‌پردازد.

پیامدهای اقتصادی تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران

 


در تاریخ ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ برابر با ۹ بهمن ۱۴۰۴، اتحادیه اروپا به‌طور رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) را در فهرست سازمان‌های تروریستی خود قرار داد.

این تصمیم پس از اجماع هر ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا در نشست وزرای خارجه در بروکسل اتخاذ شد؛ اقدامی که به‌طور مستقیم در واکنش به سرکوب گسترده اعتراضات سراسری در ایران در دی و بهمن ۱۴۰۴ صورت گرفت.

اهمیت این تصمیم از آن‌جا ناشی می‌شود که سپاه پاسداران نه‌تنها یک نهاد نظامی، بلکه یکی از بزرگ‌ترین بازیگران اقتصادی ایران است؛ نهادی که کنترل یا نفوذ گسترده‌ای بر بخش‌های کلیدی اقتصاد کشور از جمله صنایع نفت و گاز، ساخت‌وساز، مخابرات، بانکداری و پروژه‌های زیرساختی دارد. از این منظر، قرار گرفتن سپاه در فهرست گروه‌های تروریستی اتحادیه اروپا، پیامدهایی فراتر از یک اقدام صرفاً سیاسی به همراه دارد.

با این حال، شماری از تحلیل‌گران این تصمیم را دیرهنگام و از نظر اقتصادی کم‌اثر ارزیابی می‌کنند و معتقدند بخش عمده‌ای از ظرفیت تحریمی اتحادیه اروپا علیه سپاه، پیش‌تر فعال شده بود. سپاه پاسداران طی بیش از یک دهه گذشته به دلایل مختلفی از جمله نقض حقوق بشر، نقش در برنامه هسته‌ای ایران و حمایت نظامی از روسیه در جنگ اوکراین تحت تحریم‌های گسترده اتحادیه اروپا قرار داشت؛ تحریم‌هایی که شامل مسدودسازی دارایی‌ها، ممنوعیت ارائه منابع مالی و اقتصادی، تحریم‌های فردی علیه صدها فرمانده و نهاد وابسته، و کاهش شدید مبادلات تجاری اروپا با ایران به‌ویژه پس از بازگشت تحریم‌های سازمان ملل می‌شد.

از سوی دیگر با وجود اینکه سپاه بر همه ارکان اقتصادی ایران نفوذ دارد، اما بصورت شرکت‌های سوری و پوششی با خارج از ایران مراوده مالی و کالایی دارد. و این تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران به معنی فشار اقتصادی بر مردم ایران نیست.

ایالات متحده آمریکا پیش‌تر و در سال ۱۳۹۸، در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داده بود. اما اتحادیه اروپا، با وجود فشارهای سیاسی و حقوق بشری، تا مدت‌ها از این اقدام خودداری کرد. به گفته ناظران، تنها پس از کشتار معترضان در دی‌ماه ۱۴۰۴ و نقش پررنگ سپاه در سرکوب‌ها بود که کشورهای اروپایی به این جمع‌بندی رسیدند که اعلام رسمی تروریستی بودن سپاه، اجتناب‌ناپذیر است.

پیامدهای مستقیم تصمیم جدید

سپاه پاسداران از طریق شبکه‌ای گسترده از شرکت‌ها و نهادهای اقتصادی، از جمله قرارگاه خاتم‌الانبیا و مجموعه‌ای از شرکت‌های پوششی و وابسته، سهم قابل‌توجهی از اقتصاد ایران را در اختیار دارد. با این حال، دسترسی مستقیم این نهاد به سیستم مالی اروپا پیش از این نیز به‌شدت محدود شده بود.

با تروریستی اعلام شدن سپاه، مسدودسازی کامل‌تر دارایی‌ها در دستور کار قرار می‌گیرد. هرگونه دارایی باقی‌مانده، اعم از حساب‌های بانکی، املاک یا سرمایه‌گذاری‌های پنهان مرتبط با سپاه و شبکه‌های وابسته در اروپا، مشمول توقیف کامل خواهد شد. افزون بر این، هر نوع انتقال پول، سرمایه‌گذاری یا ارائه خدمات مالی حتی به‌صورت غیرمستقیم به سپاه یا نهادهای وابسته به آن، جرم کیفری تلقی می‌شود. این محدودیت‌ها حتی می‌تواند همکاری‌های غیررسمی یا واسطه‌ای از طریق شرکت‌های ثالث، از جمله برخی شرکت‌های مستقر در سوریه، را نیز با مانع جدی مواجه کند.

هر عضو سپاه هم از این به بعد تروریست محسوب شده و در خارج از ایران و در کشورهای مربوطه، تحت پیگرد قرار خواهد گرفت.

در این چارچوب، بانک‌ها و مؤسسات مالی اروپایی به‌ویژه در کشورهایی مانند آلمان، فرانسه و ایتالیا، با ریسک‌های حقوقی و قضایی سنگین‌تری مواجه خواهند شد. این امر عملاً می‌تواند به قطع کامل روابط باقی‌مانده با هرگونه نهاد مرتبط با سپاه منجر شود. همچنین امکان پیگرد قضایی و توقیف دارایی‌های شرکت‌های وابسته به سپاه در دادگاه‌های اروپایی افزایش می‌یابد؛ موضوعی که می‌تواند شبکه‌های پول‌شویی و سرمایه‌گذاری خارجی این نهاد را به‌شدت مختل کند.

اثرگذاری محدود بر اقتصاد کلان ایران

با وجود این تحولات، اغلب تحلیل‌گران بر این باورند که تأثیر مستقیم این تصمیم بر اقتصاد کلان ایران محدود خواهد بود. دلیل اصلی این امر آن است که مبادلات تجاری ایران و اتحادیه اروپا پیش از این نیز عملاً به پایین‌ترین سطح خود رسیده و بسیاری از کانال‌های اقتصادی از قبل مسدود شده بودند. از این رو، اثرگذاری تصمیم جدید بیش از آن‌که اقتصادی و فوری باشد، نمادین و سیاسی ارزیابی می‌شود.

با این حال، فشارها به‌طور مشخص بر بخش‌های تحت کنترل سپاه افزایش خواهد یافت. صنایعی مانند نفت، گاز و ساخت‌وساز که سپاه در آن‌ها نفوذ گسترده دارد، احتمالاً با دشواری‌های بیشتری در دسترسی به فناوری، قطعات یدکی، سرمایه و شرکای خارجی روبه‌رو خواهند شد. از این منظر، تروریستی اعلام شدن سپاه، بیش از آن‌که اقتصاد ایران را مستقیماً هدف بگیرد، ضربه‌ای متمرکز بر بازوی اقتصادی سپاه محسوب می‌شود؛ هرچند به دلیل درهم‌تنیدگی ساختار اقتصادی کشور با این نهاد، آثار غیرمستقیم آن می‌تواند به سایر بخش‌ها نیز سرایت کند.

و نکته مهمتر اینکه جمهوری سلامی در سال های اخیر تنها با دور زدن تحریم به روش‌های مختلف در سطح بین‌المللی توانسته کالا بفروشد. استفاده از کشتی‌های با پرچم کشورهای مختلف گرفته تا ثبت شرکت‌های سوری مسیر فروش کالا بوده است. و حالا هزینه تولید و فروش کالای نفتی و صادراتی جمهوری اسلامی بیشتر می‌شود چراکه با وجود نفوذ سپاه در چرخه اقتصاد ایران، صادرات و فروش کالا به کشورهای مختلف با دست‌انداز روبه رو شده و باید هرگونه ارتباط با سپاه را از محیط کاری خود دور کنند و این به معنی ثبت شرکت‌های جدید، افزایش هزینه‌های جدید و سیستم کاری جدید برای جمهوری اسلامی و  بدنه دورزننده تحریم خواهد بود.

سپاه متضرر و محدود می‌شود نه مردم ایران

یکی از استادان روابط بین‌الملل دانشگاه تهران که نخواست نامش فاش شود، در گفت‌وگو با اپک‌تایمز تأکید کرده است:

«سپاه از نظر اقتصادی قطعاً آسیب جدی خواهد دید. حتی کشورهایی مانند چین، روسیه و ترکیه نیز ناچار خواهند شد روابط خود را با شرکت‌های ایرانی که تقریباً همگی به‌نوعی به سپاه متصل هستند محدود یا قطع کنند. بخش عمده واردات و صادرات ایران، مستقیم یا غیرمستقیم، در انحصار سپاه است و این وضعیت می‌تواند به ورشکستگی مالی این نهاد منجر شود.»

به گفته این کارشناس، سپاه شبکه‌های مالی پنهان متعددی در اروپا داشته که اکنون در معرض تحریم، پیگرد و حتی مصادره قرار می‌گیرند.

این استاد دانشگاه می‌افزاید: «اگر سپاه را بازیگر اصلی صادرات نفت ایران بدانیم، اتحادیه اروپا موظف خواهد بود ناوگان موسوم به «سایه» را نیز توقیف کند. همچنین شبکه‌های قاچاق مواد مخدر و پول‌شویی که تأمین مالی گروه‌های نیابتی را بر عهده دارند، بر اساس این تصمیم باید هدف تعقیب قضایی و مصادره دارایی قرار گیرند.»

او تأکید می‌کند که تروریستی اعلام شدن سپاه، دست‌کم ۲۰ سال دیرتر از زمان لازم انجام شده است.

در نهایت، اگرچه پیامدهای اقتصادی این تصمیم به‌طور مستقیم و فوری محدود به نظر می‌رسد، اما از منظر سیاسی و حقوقی تأثیری عمیق و ماندگار بر سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی خواهد داشت. با این اقدام، سپاه و وابستگان آن به‌طور رسمی به‌عنوان یک نهاد تروریستی شناخته می‌شوند و هر فردی با سابقه عضویت یا همکاری با سپاه، در فعالیت‌های برون‌مرزی خود با خطر تعقیب قضایی مواجه خواهد بود. این تحول، معادلات سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی را وارد مرحله‌ای تازه کرده است.

فصل ناتمام شاهنامه؛ روایت رقص مادران و پدران در «سوگ سیاوشان»

 


مراسم چهلم جاویدنامان انقلاب «شیر و خورشید» ایران در بهمن‌ماه امسال، صحنه‌ای بود از رقص‌های نمادین مادران و پدران دادخواه بر مزار جوانانی که در دی‌ماه خونین به دست جمهوری اسلامی کشته شدند. سوگواری‌هایی نه با ضجه و فریاد، بلکه با رقص، کِل‌کشیدن و آواز برای زندگی همراه بود.

پس از آن سرکوب مرگبار، بخشی از کتاب «سوگ سیاوش» نوشته شاهرخ مسکوب بار دیگر در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد؛ آنجا که پس از کشته‌شدن سیاوش به دست افراسیاب می‌نویسد :«خون در زمین فرو نرفت. روی زمین پخش شد. از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هر کس آن را می‌دید، می‌فهمید جایی بی‌گناهی را کشته‌اند…»

در یک‌ونیم ماه گذشته، پس از روزها و شب‌های خونین در شهرهای مختلف ایران، نام سیاوش ـ نماد پاکی، بی‌گناهی و جوانمردی در اسطوره‌های ایرانی ـ بیش از هر زمان دیگری در ذهن و زبان مردم جاری شده است. زیرا بسیاری از پدران و مادران در دی‌ماه، سیاوش‌ها و فرنگیس‌های جوانی داشتند که بر خاک و خون غلتیدند. از همین روست که برخی آیین‌های سوگواری این روزها را یادآور آیین «سیاوشان» می‌دانند.

آیا ایدئولوژی «داس، چکش، عمامه» در دانشگاه‌های ایران به پایان عمر خود رسیده است؟

 


خیزش این روزهای دانشجویان دانشگاه‌های ایران و طنین شعارهایی چون «داس، چکش، عمامه، ۵۷ تمامه» و «جاوید شاه» با استقبال گسترده بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه شده است. این شعارها هم‌زمان با برافراشته شدن پرچم‌های شیروخورشید در دانشگاه‌های بزرگ پایتخت سر داده شد؛ صحنه‌هایی که برای بخشی از افکار عمومی یادآور چرخشی معنادار در فضای فکری دانشگاه‌ها تلقی می‌شود.

اکنون این پرسش برای بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی ایران مطرح است که آیا آنچه برخی از آن با عنوان «مارکسیسم اسلامی» یا ائتلاف نانوشته نیروهای چپ و اسلام‌گرایان در سال‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ یاد می‌کنند، پایگاه گذشته خود را در مراکز دانشگاهی از دست داده است؟

مسئولیت گریز و دلداده شرق؛ نگاهی گذرا به دوران رهبری آیت الله خامنه‌ای

 


نویسنده: نجات بهرامی، روزنامه‌نگار

آنهایی که می‌خواهند نکات جالبی از زندگی آیت‌الله خامنه‌ای برای دیگران بگویند، به رفاقت او با شاعرانی چون مهدی اخوان ثالث یا شهریار اشاره می‌کنند و از حضور او در جمع‌ها و محافل فرهنگی و ادبی در دوران قبل از به قدرت رسیدن و «همرنگی او با جماعت شعرا و روشنفکران» صحبت می‌کنند. اغلب افراد چنین مواردی را برای بیان تناقض فکری و رفتاری او در دو برهه قبل و بعد از به قدرت رسیدن نقل می‌کنند.

اما آیا خامنه‌ای پیش از رسیدن به رهبری جمهوری اسلامی فردی خوش‌فکر و دارای گرایش‌‏های لیبرال بوده است؟  مهم‌ترین شاهد در بطلان این ادعا علاقه او به «سید قطب»، از چهره‌های معروف و افراطی اخوان المسلمین مصر بوده که کتاب «المستقبل لهذالدین» را نوشته و خامنه‌ای نیز پیش از انقلاب آن را با عنوان «آینده در قلمرو اسلام» ترجمه کرد. او در دادگاه در دفاع از سید قطب می‌گوید: «در مورد کتاب آینده در قلمرو اسلام ابتدائاً لازم است در مقام دفاع از مؤلف دانشمند آن عرض کنم که سید قطب برخلاف تصور سرکار دادستان محترم، یک فرد ماجراجو و ناراحت نبوده. او متفکری بزرگ و دانشمندی عالی مقام و نویسنده‌ای چیره دست و خلاصه پدیده‌ای در جهان اسلام بود».

چرا حکومت‌های استبدادی از حافظه تاریخی واهمه دارند

 


حزب کمونیست چین هرسال در ماه ژوئن با مسئله‌ای روبه‌رو می‌شود که راه‌حلی برای آن ندارد.

تانک‌هایی که در سال ۱۹۸۹ در خیابان‌های پکن جولان می‌دادند و سربازان مسلح منطقه نظامی ووهان دیگر وجود خارجی ندارند. بسیاری از دانشجویانی که در میدان تیان‌آن‌من تجمع کرده بودند، از دنیا رفته‌اند، به زندان افتاده‌اند یا به کشورهای دیگر مهاجرت کرده‌اند. حدود چهار دهه از یکی از مهم‌ترین رویارویی‌های آزادی‌خواهی و استبداد در تاریخ معاصر می‌گذرد. با این‌حال، رژیم چین هرسال برای سانسور اخبار مربوط به آن روزها، ممنوعیت بحث و گفت‌وگو و لغو مراسم یادبود قربانیان تلاش زیادی به خرج می‌دهد تا نسل جوان تا حد امکان از اتفاقات آن روزها مطلع نشود.

«آزادی بیان» چیست؟ سه مناقشه‌ای که در ۲۵۰ سال گذشته بین آمریکایی‌ها جریان داشته است

 


آمریکایی‌ها در سال ۱۷۷۶ اعلام استقلال کردند و در سال ۱۷۸۸ به آن رسمیت بخشیدند، اما هنوز بر سر مفهوم آن اختلاف‌نظر دارند.

جرج واشینگتن، رئیس‌جمهور آمریکا، با فرماندهی ۱۳ هزار نیرو از فیلادلفیا به‌سمت غرب لشکرکشی کرد؛ مأموریتی که بیش از پیش مهارت رهبری او را به چالش کشید.

سربازان او به ارتش قاره‌ای تعلق نداشتند، بلکه جزو نیروهای داوطلب مردمی بودند که از ویرجینیا، پنسیلوانیا، مریلند و نیوجرسی فراخوانده شده بودند. این نیروها بعدها به الگویی برای تشکیل گارد ملی تبدیل شدند. واشینگتن هم صرفاً فرمانده ارتش نبود و سکان ریاست‌جمهوری آمریکا را به دست داشت.

سال ۱۷۹۴ بود. واشینگتن تصمیمی گرفت که به یکی از سرنوشت‌سازترین تصمیمات دوران ریاست‌جمهوری او تبدیل شد: استفاده از قهوه قهریه علیه هم‌وطنان آمریکایی‌اش.

کنگره، که برای پرداخت بدهی‌های جنگی نیاز به درآمدزایی داشت، برای ویسکی مالیات در نظر گرفت. کشاورزان غله در غرب پنسیلوانیا مالیات ویسکی را غیراخلاقی و ناعادلانه دانستند.

معترضان به مأموران مالیاتی حمله‌ور شدند و اموال کشاورزانی را که مالیات می‌دادند تخریب کردند. درنهایت، تیراندازی درگرفت و یک نیروی داوطلب جان خود را از دست داد.

گزارش میدانی از بیکاری و تعطیلی بنگاه‌ها پس از جنگ ۴۰ روزه ایران

 




پس از پایان جنگ ۴۰ روزه میان آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی که از ۲۸ فوریه تا اوایل آوریل ۲۰۲۶ ادامه داشت، اقتصاد ایران با موجی فزاینده از بحران در حوزه اشتغال و فعالیت بنگاه‌ها روبه‌رو شده است. بسیاری از شرکت‌های بزرگ و کوچک، چه در طول جنگ و چه در هفته‌های پس از آن، با اختلالات جدی مواجه شده‌اند. این وضعیت در حالی تشدید می‌شود که چشم‌انداز روشنی از ثبات سیاسی و اقتصادی دیده نمی‌شود و آتش‌بس برقرارشده نیز همچنان شکننده ارزیابی می‌شود.در چنین شرایطی، تعدیل نیرو به یکی از واکنش‌های گسترده بنگاه‌ها تبدیل شده و روند بیکاری به‌سرعت در حال افزایش است.

مرگ جمعیت، حیات جامعه


 

مرگ جمعیت، حیات جامعه
علی طایفی

کاهش باروری در کشور در طی دهه‌های گذشته علاوه بر اینکه نشانه اثر فقر و ناامنی اقتصادی بر نسل‌های جدید در ایجاد خانواده و فرزنداوری است، همزمان نشانگر تحولات فرهنگی و‌ اجتماعی نیز است. در این رهگذر، فردگرایی و فردیت‌یابی چنان رو به گسترش نهاده است که افراد در هویت‌یابی خویش، صرفا با توالد و ساختن انسانی مانند خود در جهانی آشفته و بی‌سامان به اقناع و رضایت نمی‌رسند.

شاخص کاهش جمعیت اگرچه در اساس نشانه رشد منفی و نابودی جمعیت یک سرزمین در بلند مدت است ولی در نوع خود نشان از ارتقای فرهنگی و رنسانس فکری و نوزایی اندیشگی است که در پس آن، کیفیت زندگی بر کمیت چیره می‌شود. بدین معنا اگرچه با مرگ تدریجی جمعیت روبرو هستیم ولی همزمان حیات نوین اجتماعی نیز در راه است.





انسان هزار نقش


انسان هزار نقش
علی طایفی

هیچ فردی در جامعه جدا شده از سنت‌هایش دیگر دارای یک یا دو نقش نیست. نقش‌های اجتماعی ما از فرزند تا والد، از همسایه تا همسر، از همکار تا همشهری و از همقطار تا همسفر و دهها نقش کوچک یا بزرگ، کوتاه یا بلند، آشکار یا پنهان، و مقطعی یا راهبردی بیحد گسترده‌اند.

این گستردگی نقش‌ها گاه چنان است که در طی روزها و ماه‌ها و چه بسا طول بلندی از چرخه زندگی، نقش اصلی فرد بعنوان منِ فردیت یافته و حاصل از کشاکش سایر من‌های متجسم در فرد، همواره مفقود است و من گمشده، پدیده قریب و غریبی است که کمتر کسی را از آن رهایی است.

خویشتن‌یابی یا خودشناسی اگر امری میسر است، چالشی است که ناظر بر همین پرسش پیچیده انسان در جامعه امروز است.


 

۱۴۰۵ خرداد ۲۷, چهارشنبه

تاثیر توافق ایران با آمریکا بر وضعیت اقتصادی و سفره‌های مردم




توافق احتمالی ایران و ایالات متحده، به گفته مقام‌های آمریکایی، می‌تواند سبب "شکوفایی اقتصاد ایران و تحول در معیشت شهروندان" شود. دویچه‌وله با دو کارشناس ابعاد و پیامدهای احتمالی این توافق بر اقتصاد ایران را بررسی کرد.

جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید توافق احتمالی با ایران می‌تواند "آغازگر دوره‌ای جدید از ثبات، شکوفایی و موفقیت" باشد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا نیز گفته است که می‌خواهد شاهد "شکوفایی، عملکرد خوب، موفقیت و شادی ایران" باشد.

ایران و آمریکا تائید کرده‌اند که روز جمعه ۱۹ ژوئن توافق میان دو کشور امضا خواهد شد.

این تحول، پس از دو جنگ ویرانگر اکنون نوعی امید را در میان بسیاری از مردم ایران ایجاد کرده است؛ امید به اینکه شاید وضعیت اقتصادی کشور بهبود یابد و اثرات آن در نهایت در زندگی روزمره و معیشت خانوارها نیز احساس شود.

۱۴۰۵ خرداد ۲۶, سه‌شنبه

هنگامی که آرمان‌ها سخن می‌گویند و واقعیت‌ها سکوت می‌کنند: تأملی بر ۱۰ دسامبر و روز جهانی حقوق بشر

 


مقدمه

بی‌تردید می‌توان 10 دسامبر را یکی از برش‌های تاریخی و سرنوشت‌ساز در سیر تحول قراردادهای اجتماعی بشر دانست؛ روزی که نه‌فقط در تقویم بین‌المللی توسط یونسکو، بلکه در حافظه‌ جمعی انسان معاصر به‌عنوان یادآور آفرینش یکی از والاترین دستاوردهای معنوی جهان ثبت گردیده است. این ۲۴ ساعت نمادین، سالروز تصویب اعلامیه‌ جهانی حقوق بشر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ می‌باشد. در آن برهه تاریخی و پس از دو جنگ جهانی خانمان‌سوز در نیمه نخست قرن بیستم، جامعه جهانی کوشید تا با تدوین متنی آرمانی، کرامت ذاتی، برابری و حقوق بنیادین انسان‌ها را به‌مثابه استانداردی مشترک برای تمامی ملت‌های جهان اعلام نماید. 10 دسامبر از آن پس نه فقط جشن بازآفرینی این آرمان جهانی، بلکه یادآور ضرورت سنجش فاصله میان این منشور اخلاقی و واقعیت‌های تلخ، پیچیده و غالباً نقض‌شونده‌ جهان امروز است؛ فاصله‌ای که هر سال عموم افراد را به تأمل، بازاندیشی و تلاش بیشتر در مسیر تحقق وعده‌های ناتمام کلان‌حوزه حقوق بشر فرا می‌خواند.

آب، محیط‌زیست و کرامت انسانی؛ واکاوی بحران جهانی آب در چارچوب حقوق بشر

 


مقدمه

در عصر حاضر، با وجود جوامع مدرن و فناوری‌های پیشرفته، بشریت همچنان با یکی از بنیادی‌ترین تناقضات وجودی خود دست‌وپنجه نرم می‌کند: جهانی که در آن آب به‌عنوان مایعی حیات‌بخش، هم‌زمان نماد فراوانی/کمیابی، توسعه/محرومیت و همکاری/ درگیری شده است. اگرچه آب به‌عنوان حق مسلم هر انسان و سنگ بنای محیط‌زیست سالم به رسمیت شناخته شده است، اما دستیابی عادلانه و پایدار به آن به یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های عصر حاضر تبدیل گشته است. این چالش در تقاطع چندین بحران بزرگ جهانی از تغییرات اقلیمی و فروپاشی اکوسیستم‌ها تا نابرابری‌های ساختاری و سیاست‌های توزیع ناعادلانه قرار دارد و میلیاردها انسان را در سراسر کره زمین به طور مستقیم تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. از این منظر، مسئله آب تنها یک چالش فنی یا زیست‌محیطی نیست، بلکه به حقیقتی مربوط به تعهدات اخلاقی، چارچوب‌های حقوقی و آرمان‌های عدالت‌جویانه جامعه جهانی بدل شده است.

براین‌اساس، آب یک ضرورت زیستی است و حق دسترسی به آب در سطح بین‌المللی به‌عنوان یک حق بشری اعلام شده است. بااین‌حال، دسترسی به آب کافی با کیفیت مطلوب، توسط فضای اکولوژیکی موجود یا محدودیت‌های دسترسی به آب تعیین می‌شود. در شرایط کنونی، به دلیل مصرف مداوم و بحران‏‌های آب‏‌و‏هوایی، دسترسی به آب دچار اختلال شده و نگرانی‏‌هایی را در زمینه حقوق و زندگی انسان‏‌ها ایجاد کرده است. به‌این‌ترتیب، این موضوع بسیار پیچیده و یک مسئله توزیعی محسوب می‏شود که در مقابل مفهوم توسعه پایدار قرار می‌گیرد؛ جایی که منافع فراملی و بین‌نسلی در سطح جهان مطرح می‌شود.

گزارش تحلیلی: اقتصاد سیاسی تحریم‌ها و ضعف سیاست‌گذاری در ایران

 


مقدمه

در فضای اقتصاد سیاسی بین‌الملل، تحریم‌های اعمال‌شده از سوی قدرت‌های بزرگ به‌عنوان یکی از ابزارهای مهم فشار و مواجهه با دولت‌هایی به کار گرفته می‌شوند که در مسیر سیاستی ناهمسو با منافع یا ترجیحات آن قدرت‌ها حرکت می‌کنند. این ابزار عموماً با هدف تغییر رفتار دولت‌ها، وادارسازی به هم‌سویی سیاسی یا دست‌کم محدودسازی و مهار فعالیت‌هایی که از منظر قدرت‌های تحریم‌کننده تهدیدآمیز تلقی می‌شود، مورداستفاده قرار می‌گیرد. در دوران پساجنگ سرد، این ابزار همواره در جهت حفظ هژمونی آمریکا بکار گرفته شده است. تحریم‌ها معمولاً ابعاد متعددی از حیات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی کشور هدف را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند؛ بااین‌حال، در خصوص میزان موفقیت آن‌ها در تحقق هدف اصلی یعنی تغییر رفتار دولت‌ها، همواره تردیدهای جدی وجود داشته است. تجربه‌های دهه‌های اخیر نشان می‌دهد که بسیاری از دولت‌های تحت تحریم، حتی در شرایط فشار حداکثری، حاضر به تغییر بنیادین در رویکرد سیاست خارجی خود نشده‌اند و بیشتر ناچار شده‌اند سیاست‌ها و سازوکارهای داخلی و خارجی خود را با واقعیت‌های تحریمی تطبیق دهند. ایران یکی از بارزترین نمونه‌های معاصر در زمینه مواجهه با فشار تحریمی بسیار شدید به شمار می‌آید؛ کشوری که طی دهه‌های اخیر با طیفی گسترده از تحریم‌های یک‌جانبه و چندجانبه مواجه بوده است. تجربه ایران نشان می‌دهد که تحریم‌ها، بیش از آنکه به تغییر رفتار سیاست خارجی منجر شوند، ساختارهای داخلی و شیوه‌های حکمرانی را در معرض فشارهای مستمر و بعضاً فرساینده قرار داده‌اند. این تطبیق اجباری، اغلب به بهای تشدید فشار بر حوزه‌های مختلف جامعه و حاکمیت از جمله اقتصاد، صنعت، بهداشت و سلامت، معیشت عمومی، ساختارهای اجتماعی و فرهنگی تمام شده است. در چنین شرایطی، ضعف‌های ساختاری در سیاست‌گذاری و حکمرانی، ناکارآمدی سیاست‌گذاری پویا و فقدان راهبردهای جبرانی مؤثر نه‌تنها نمی‌تواند آثار تحریم‌ها را تعدیل کند، بلکه به تعمیق و مزمن‌شدن بحران‌ها دامن می‌زند. در این راستا، این نوشتار با بررسی و تحلیل ضعف ساختارهای حکمرانی و سیاست‌گذاری و تأثیرات تحریم‌های بین‌المللی بر ابعاد مختلف زندگی اجتماعی در ایران می‌پردازد و پنج عرصه مهم از جمله «اقتصاد و معیشت»، «سیاست و حکمرانی»، «عمران و صنعت»، «بهداشت و سلامت» و «فرهنگ اجتماعی»، موردتوجه قرار می‌گیرند.

اقتصاد و معیشت

در حوزه اقتصاد، تحریم‌های بین‌المللی معمولاً به‌عنوان یک عامل فشار بیرونی عمل می‌کنند که دامنه تأثیرات مثبت سیاست‌گذاری اقتصادی در کشور را محدود می‌سازد. بااین‌حال، شدت و گستره اثرگذاری این فشارها تا حد زیادی به کیفیت حکمرانی اقتصادی، انسجام سیاست‌ها و توان تنظیم‌گری دولت وابسته است. ضعف در برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری‌های ناپایدار و فقدان شفافیت در عملکرد می‌تواند آثار تحریم را تشدید کرده و آن را به بحران ساختاری تبدیل کند. در چنین شرایطی، سیاست‌های کوتاه‌مدت و واکنشی، جایگزین راهبردهای توسعه‌محور و بلندمدت می‌شوند. این روند، به افزایش عدم اطمینان، گسترش نابرابری و فشار مضاعف بر معیشت عمومی مردم می‌انجامد؛ بنابراین، اقتصاد نه‌تنها از تحریم‌ها متأثر است، بلکه انعکاسی از سیاست‌گذاری و سوءمدیریت نیز به شمار می‌رود. از این منظر، تفکیک آثار مستقیم تحریم‌ها از پیامدهای ناشی از ضعف حکمرانی اقتصادی اهمیت اساسی دارد. تحریم‌ها می‌توانند ظرفیت‌های اقتصادی را محدود کنند، اما تبدیل این محدودیت‌ها به بحران‌های پایدار، اغلب حاصل تصمیم‌سازی‌های غیرشفاف، فقدان ثبات سیاستی و غلبه رویکردهای کوتاه‌مدت بر برنامه‌ریزی کلان است. در نتیجه، تحریم به‌تنهایی تبیین‌کننده وضعیت اقتصادی نیست، بلکه در تعامل با الگوهای حکمرانی اقتصادی معنا پیدا می‌کند.

تاب‌آوری در جنگ و پیامدهای آن برای بقا و پایداری جوامع انسانی

 


مقدمه

تاب‌آوری در شرایط جنگی، به‌عنوان یکی از مفاهیم بنیادین در تقاطع مطالعات امنیتی، راهبردی و حقوق بشردوستانه، ناظر بر ظرفیت یک جامعه، دولت یا ساختار حکمرانی برای مواجهه مؤثر، مستمر و چندلایه با پیامدهای مخرب مخاصمات مسلحانه است. این مفهوم، صرفاً به معنای بقا در برابر تهدیدات نیست، بلکه به توانایی نظام‌مند در تحمل خسارات انسانی و مادی، تطبیق با شرایط بحرانی، بازسازی ظرفیت‌های ازدست‌رفته و تضمین تداوم کارکردهای حیاتی اجتماعی اشاره دارد. در این چارچوب، تاب‌آوری واجد بُعدی عمیقاً حقوق بشری نیز است؛ به‌گونه‌ای که می‌توان آن را به‌مثابه ظرفیتی برای صیانت از کرامت انسانی، حفظ حداقلی از حقوق بنیادین از جمله حق حیات، سلامت، غذا و امنیت و جلوگیری از فروپاشی ساختارهای حمایتی جامعه در شرایط جنگی تلقی کرد. از این منظر، تاب‌آوری نه‌تنها یک مقوله راهبردی، بلکه ابزاری برای کاهش آسیب‌پذیری انسان‌ها در برابر خشونت ساختاری جنگ و تضمین پایداری اجتماعی در بستر بحران‌های مسلحانه به شمار می‌رود.

فاجعه میناب و افق‌های دادخواهی بین‌المللی: از مسئولیت کیفری تا روایت‌گری حقوقی

 


مقدمه

فاجعه میناب، به‌ویژه حمله به مدرسه این شهر، صرفاً یک رویداد تراژیک انسانی نیست، بلکه از منظر حقوقی نیز واجد دلالت‌هایی عمیق و چندلایه در حوزه حقوق بین‌الملل بشردوستانه و حقوق کیفری بین‌المللی است. این واقعه، با توجه به ماهیت هدف مورد حمله، وضعیت اشخاص آسیب‌دیده و بستر وقوع آن در متن مخاصمات مسلحانه، ضرورت بازخوانی دقیق قواعد ناظر بر حمایت از غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی، به‌ویژه نهادهای آموزشی را دوچندان می‌سازد. در چنین چارچوبی، بررسی نحوه رفتار کنشگران درگیر و سنجش میزان انطباق عملکرد آنان با تعهدات بین‌المللی، نه‌تنها برای احراز ابعاد احتمالی مسئولیت حقوقی و کیفری اهمیت دارد، بلکه از حیث شناسایی خلأها، کاستی‌ها و چالش‌های هنجاری موجود در نظام حقوقی بین‌المللی نیز امری بنیادین به شمار می‌رود. از همین منظر، واکاوی حقوقی فاجعه میناب را باید تلاشی در جهت فهم دقیق‌تر نسبت میان قواعد حمایتی حقوق بین‌الملل و واقعیت‌های خشونت‌بار مخاصمات معاصر تلقی کرد. 

جهان‌شمولی حقوق بشر و نسبی‌گرایی فرهنگی در حقوق بین‌الملل: چالش‌ها و رهیافت‌ها

 


مقدمه

نظام بین‌المللی حقوق بشر در دوران معاصر بر این مفروض بنیادین استوار گردیده است که تمامی آحاد بشر، فارغ از تعلقات نژادی، مذهبی، ملی یا فرهنگی، واجد مجموعه‌ای از حقوق بنیادین و سلب‌ناپذیر هستند که ریشه در کرامت ذاتی انسان دارد. بااین‌وجود، تحقق عینی این آرمان جهان‌شمول همواره با چالش‌های جدی از سوی پارادایم نسبی‌گرایی فرهنگی مواجه بوده است؛ نحله‌ای که استدلال می‌کند ارزش‌های اخلاقی و قواعد حقوقی، محصول بسترهای تاریخی و اجتماعی خاص بوده و نمی‌توان استانداردی واحد و استعلایی را بر جوامع با تکثر فرهنگی تحمیل نمود. این تعارض بنیادین نه‌تنها یک مناظره نظری در حوزه فلسفه حقوق، بلکه یک تنش مستمر در نهادهای دیپلماتیک و رویه‌های قضایی بین‌المللی است که مستقیماً بر نحوه اجرای تعهدات دولت‌ها و سازوکارهای حمایت از حقوق افراد تأثیر می‌گذارد.

اگرچه ادعای جهان‌شمولی در متون حقوقی بین‌المللی به‌صراحت تثبیت شده است، اما در مقام نظر و عمل با چالشی عمیق منبعث از پارادایم مزبور روبروست. چرا که منتقدان جریان جهان‌شمولی با نقد مبانی هستی‌شناختی حقوق بشر، آن را محصول بلافصل تاریخ و فرهنگ غرب تلقی کرده و بر ضرورت انطباق استانداردهای حقوقی با مقتضیات فرهنگی و مذهبی جوامع غیرغربی تأکید می‌ورزند. درحالی‌که حقوق بشر به‌عنوان یکی از ارکان اصلی نظم بین‌المللی در قرن بیست و یکم، ادعا می‌کند که کرامت انسانی پدیده‌ای است که از مرزهای فرهنگی عبور می‌کند. ازاین‌رو، واکاوی نسبت میان جهان‌شمولی و تنوع فرهنگی نه‌تنها یک بحث انتزاعی، بلکه ضرورتی بنیادین برای تضمین کارآمدی و مشروعیت حقوق بین‌الملل در قرن حاضر محسوب می‌شود.

تنگه هرمز در پرتو کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها: از مفاهیم بنیادین تا تعیین موضع حقوقی ایران

 


مقدمه

تحولات اخیر پیرامون تنگه هرمز، این آبراه راهبردی را از سطح یک موضوع صرفاً ژئوپلیتیک، به یکی از مسائل کانونی در حقوق بین‌الملل دریاها ارتقا داده است. در چنین شرایطی، تحلیل وضعیت این تنگه، مستلزم عبور از برداشت‌های کلی و ورود به چارچوبی مفهومی و منسجم است که بتواند نسبت میان حاکمیت دولت ساحلی، آزادی کشتیرانی و قواعد بین‌المللی را به‌درستی تبیین کند. در این چارچوب، دو پرسش اساسی، بنیان این بحث را شکل می‌دهند: نخست آنکه آیا اقدام احتمالی ایران در مسدودسازی تنگه هرمز یا اخذ عوارض از کشتی‌های عبوری، با اصول و قواعد حقوق بین‌الملل به‌ویژه در پرتو کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها، قابل‌توجیه است یا خیر؟ و دوم آنکه در فرض عدم عضویت کامل ایران در این کنوانسیون، جایگاه قواعد عرفی در الزام‌آوری این رژیم حقوقی چگونه قابل‌ارزیابی است. پاسخ به این پرسش‌ها، ما را ناگزیر به یکی از مباحث بنیادین حقوق بین‌الملل، یعنی منشأ تعهدات دولت‌ها، رهنمون می‌سازد؛ جایی که تعهدات یا در قالب معاهدات و کنوانسیون‌ها شکل می‌گیرند یا از خلال عرف بین‌المللی و رویه مستمر دولت‌ها، همراه با اعتقاد به الزام حقوقی، تثبیت می‌شوند. براین‌اساس، تحلیل دقیق مفاهیمی چون «تنگه‌های مورداستفاده برای کشتیرانی بین‌المللی»، «عبور بی‌ضرر» و «عبور ترانزیتی» پیش‌نیاز هرگونه موضع‌گیری حقوقی در این حوزه است. تنها در پرتو چنین رویکردی است که می‌توان به ارزیابی منسجم و آکادمیک از جایگاه حقوقی تنگه هرمز و حدود اختیارات ایران در این زمینه دست یافت.

حریم خصوصی کودکان در شبکه‌های اجتماعی: چالش‌ها و راهکارهای قانونی

 


 

مقدمه

امروزه در عصر دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی بخشی مهمی از زندگی روزمره کودکان و نوجوانان را تشکیل می‌دهند؛ به‌طوری‌که نقش اساسی و محوری در شکل‌گیری هویت، ارتباطات اجتماعی و حتی آموزش آن‌ها ایفا می‌کنند. کودکان از سنین بسیار پایین گاهی، حتی پیش از دبستان، به پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام، تیک‌تاک، فیس‌بوک، اسنپ‌چت و یوتیوب دسترسی پیدا می‌کنند و با اشتراک‌گذاری عکس‌ها، ویدئوها، نظرات و اطلاعات شخصی مانند نام، سن، مکان زندگی و علایق خود، در دنیای مجازی حضور فعالی دارند. این تعاملات درحالی‌که فرصت‌های بی‌نظیری برای یادگیری، سرگرمی و ارتباط با همسالان فراهم می‌کند، اما با خطرات و چالش‌های جدی برای حریم خصوصی کودکان همراه است. حریم خصوصی کودکان به معنای حفاظت از داده‌های شخصی آن‌ها در برابر سوءاستفاده‌های احتمالی مانند هک‌کردن، قلدری سایبری (Cyberbullying)، نفرت‌پراکنی آنلاین، بهره‌برداری تجاری توسط الگوریتم‌های هوشمند و غیره است که می‌تواند منجر به تهدیدات امنیتی شود.

علاوه بر این، شرکت‌های فناوری اغلب اطلاعات کودکان را بدون آگاهی والدین یا خود آن‌ها جمع‌آوری می‌کنند تا در راستای اهداف بازاریابی شخصی‌سازی ‌شده یا فروش به افراد ثالث استفاده کنند. این موضوع باعث می‌شود حقوق اساسی کودکان نقض شود و همچنین می‌تواند تأثیرات بلندمدتی بر سلامت روانی(مانند افزایش اضطراب ناشی از نظارت مداوم یا مواجهه با محتوای نامناسب) آن‌ها داشته باشد. ازاین‌رو، نیاز به سیاست‌های قانونی قوی در این زمینه همراه با آموزش والدین و کودکان در مورد مدیریت حریم خصوصی، بیش‌ازپیش احساس می‌شود تا بتوان تعادلی بین بهره‌مندی از فناوری و حفاظت از حقوق فردی برقرار کرد.

گزارش تحلیلی: از هویت فرهنگی تا میراث تمدنی؛ بازخوانی آثار حملات نظامی ۱۴۰۴–۱۴۰۵ بر ایران

 


مقدمه

در پی حملات آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران که از صبح روز نهم اسفندماه 1404 آغاز شد، مجموعه‌ای از اماکن فرهنگی و تاریخی ایران، بر اثر اصابت مستقیم یا موج انفجارات در مجاورت آنها، دچار خسارت شدند. این آسیب‌ها در برخی موارد متوجه فضاهایی بوده‌اند که از منظر تاریخی و فرهنگی، جایگاهی فراتر از یک بنای صرف داشته و بخشی از نمادهای هویتی و تمدنی ایران محسوب می‌شوند. این نمادها در چارچوب تاریخ چند هزار ساله ایران، از دوره‌های باستانی همچون هخامنشیان و ساسانیان تا دوران اسلامی، حاملان تداوم تمدنی و بازتاب‌دهنده هویت فرهنگی ایرانیان بوده‌اند. این اماکن، علاوه بر کارکرد تاریخی، در بطن زندگی فرهنگی ایرانیان نیز حضوری فعال دارند؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از آن‌ها در پیوند با آیین‌های جمعی، مناسبت‌های دینی و ملی و الگوهای زیست شهری، به‌عنوان فضاهایی برای تولید معنا و تقویت پیوندهای اجتماعی عمل می‌کنند. حضور مستمر این بناها در تجربه زیسته شهروندان، از برگزاری آیین‌های مذهبی در فضاهای تاریخی تا نقش آن‌ها در حافظه بصری و هویتی شهرها، موجب شده است که آسیب به آن‌ها، نه‌تنها یک خسارت فیزیکی، بلکه نوعی گسست در تداوم تجربه فرهنگی جامعه ایرانی تلقی شود. از جمله این آسیب‌ها می‌توان به خسارات وارد شده به برخی بناهای تاریخی در اصفهان و تهران اشاره کرد که در نتیجه موج انفجار و حملات در مجاورت آن‌ها رخ داده است.

بررسی نظریه صلح از طریق قدرت و ارتباط آن با حق تعیین سرنوشت ملت‏‌ها

 


مقدمه

در ساحت روابط بین‌الملل، به‌صورت کلی سه نوع قدرت مؤثر در شکل‌دهی به صلح قابل‌طرح است: «قدرت مستقیم و ساختاری» که صلحی ناپایدار را از طریق اجبار و کنترل ایجاد می‌کند؛ «قدرت حکومتی» که با بهره‌گیری از گفتمان‌ها، نهادها و هنجارهای لیبرال به دنبال مشروعیت‌سازی برای صلحی نهادمند است؛ «قدرت فرودست» که به‌عنوان صدای گروه‌های به‌حاشیه‌رانده، صلح را از پایین‌به‌بالا و در بستر زندگی روزمره بازتعریف می‌کند. در این میان، حق تعیین سرنوشت به‌عنوان پیش‌شرط اساسی صلح پایدار و عادلانه، ریشه در الزامات اخلاقی و حقوق بین‌الملل دارد. با این حال، بررسی ساختار سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که این نهاد با وجود به‌رسمیت‌شناختن حق تعیین سرنوشت در منشور خود، به دلیل سلطه شورای امنیت و حق وتوی قدرت‌های بزرگ، در عمل با تناقض‌های ساختاری مواجه است. از سوی دیگر نیز، واقع‌گرایان با تأکید بر خودمحوری انسان‌ها، نبود دولت جهانی و ذاتی بودن نابرابری در نظام بین‌الملل، چشم‌انداز تحقق صلحی عادلانه و دائمی را ناممکن می‌دانند و معتقدند صلح پایدار تنها از طریق توازن قدرت، احترام متقابل به منافع ملی و رقابت خودمدارانه صلح‌آمیز حاصل می‌شود. در مجموع، رابطه میان صلح و قدرت همواره در طول تاریخ تنش‌آمیز بوده و این امر بر شکل‌دهی به ساختارهای سیاسی-امنیتی نظام بین‌الملل و تعاملات میان‌دولتی اثرگذار بوده است.

نقض نظام‌ مند حقوق کار در سایه سرکوب و تبعیض

 


همزمان با فرا رسیدن اول ماه مه، روز جهانی کارگر، سازمان حقوق بشری هه‌نگاو ضمن ادای احترام به کارگران و زحمتکشان، به‌ویژه آنان که در مناطق محروم و تحت ستم با تبعیض ساختاری و سیاستهای فرودست‌ساز اقتصادی مواجه‌اند، نگرانی عمیق خود را نسبت به تشدید سرکوبهای سیستماتیک علیه کارگران در ایران ابراز می‌دارد.در سال گذشته، شمار قابل توجهی از فعالان کارگری از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت، تهدید، احضار یا از کار اخراج شده‌اند. در غیاب آمار رسمی و شفاف، امکان ترسیم تصویری جامع از گستره این سرکوبها وجود ندارد، اما مستندسازیهای سالهای اخیر حاکی از تداوم و گسترش برخوردهای امنیتی با فعالیتهای صنفی و مطالبات کارگران است.در چنین بستری، انفجار مرگ‌ بار در بندر رجایی بندرعباس، یکی از جدیترین فجایع کاری سالهای اخیر به‌ شمار می‌رود. این حادثه منجر به کشته و مجروح شدن صدها تن از کارگران و شهروندان شد و همچنان ابعاد دقیق و شمار نهایی قربانیان آن به‌ دلیل عدم شفافیت نهادهای رسمی اعلام نشده است. شواهد اولیه حاکی از نقض گسترده استانداردهای ایمنی، نبود نظارت مؤثر، و کوتاهی نهادهای مسئول در پیشگیری از وقوع چنین حادثه‌ای است.هه‌نگاو ضمن ابراز همدردی با خانوادههای جان‌ باختگان و آسیب‌ دیدگان این فاجعه، تاکید می‌کند که عدم پاسخ‌ گویی، فقدان تحقیقات مستقل و عدم دسترسی عمومی به اطلاعات، مصداق نقض حق دسترسی به حقیقت و عدالت است. این حادثه نه‌ تنها نمادی از فروپاشی الزامات ایمنی کار، بلکه بازتابی از سلب کرامت انسانی کارگران در نظام اقتصادی موجود است.همزمان، اعتراضات مسالمت‌ آمیز کارگران، بازنشستگان و رانندگان در واکنش به گرانی، تاخیر در پرداخت دستمزد و ناامنی شغلی، نه‌ تنها مورد توجه قرار نگرفته، بلکه با اتهامات امنیتی، بازداشت و سرکوب ساختاری پاسخ داده شده است.جمهوری اسلامی ایران به‌طور سیستماتیک گروههای مختلف اجتماعی از جمله زنان، اقلیتهای جنسی و جنسیتی، دگراندیشان، مخالفان سیاسی، و اقلیتهای مذهبی و اتنیکی/ملی را از حقوق اقتصادی و اجتماعی محروم کرده و با حذف آنها از نظامهای حمایتی، ساختار تبعیض و حاشیه‌نشینی را بازتولید می‌کند. تنها ۱۸ درصد از زنان در ایران به بازار کار رسمی دسترسی دارند؛ آماری که در مورد جامعه کوئیر به‌ دلیل فقدان شناسایی حقوقی و سرکوب شدید، اساسا ثبت نمی‌شود. جامعه بهایی از تحصیل در دانشگاهها محروم است و اموال بسیاری از اعضای آن مصادره می‌شود.

نگاهی به حقوق اقلیت‌ها و نقض سیستماتیک حقوق بشر همزمان با ۴۶ سالگی انقلاب ایران

 


همزمان با ۴۶ اُمین سالگرد انقلاب ایران، مسئله حقوق اقلیت‌های قومی و مذهبی همچنان یکی از موضوعات بحث‌برانگیز در داخل و خارج از کشور است. نقض حقوق اقلیت‌ها همواره، به ویژه پس از تاسیس نظام جمهوری اسلامی، یکی از نگرانی‌های لاینحل و دامنه‌دار بوده است.

اعمال برخی سیاست‌ها موجب شده تا با گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب ۱۳۵۷، اقلیت‌های دینی مانند بهاییان، یهودیان، زرتشتیان و دراویش، همچنین گروه‌های قومی مانند کردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و ترک‌ها با چالش‌های گوناگونی در زمینه حقوق شهروندی، آزادی‌های مذهبی، اشتغال و مشارکت سیاسی مواجه باشند.

گزارش‌های متعدد سازمان‌های حقوق بشری بین‌المللی حکایت از افزایش فشارهای امنیتی بر فعالان زبانی و فرهنگی در سال‌های اخیر دارد. فعالیت‌های مسالمت‌آمیز افراد و گروه‌ها برای حفظ هویت قومی و زبانی همواره طی این سال‌ها با برخوردهای امنیتی و قضایی روبه‌رو شده است. در همین حال اکثر اقلیت‌های قومی همچنان از نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی رنج می‌برند و با وجود تاکیدات مکرر بر «وحدت ملی»، سیاست‌های رسمی همچنان به تضعیف تنوع فرهنگی و نادیده گرفتن حقوق اقلیت‌های قومی ادامه داده و در کنار تشدید تبعیض اقتصادی، باعث افزایش نارضایتی‌های اجتماعی نیز شده است.

جنگ ایران و راهکار فضایی امپریالیسم

 


از انباشت بحران‌زده تا تناقضات چپ)

 

نگاهی ماتریالیستی به جنگ با تکیه بر دیوید هاروی،

ایمانوئل والرشتاین و ویلیام رابینسون

 

مقدمه. دست‌کم از زمان جنگ ۱۲ روزه، گمانه‌زنی‌های متعددی درباره این حمله شکل گرفته که هر کدام سعی در توضیح ریشه‌ها و پیامدهای آن داشته‌اند. عموم ناظران بر این نکته اتفاق‌نظر دارند که این حمله نه تنها غیرقانونی بود، نه مطابق قوانین داخلی ایالات متحده (به همین دلیل هرگز «جنگ» نامیده نشد و به صورت «عملیات» معرفی شد) و نه مطابق حقوق بین‌الملل، بلکه روایت غالب تحلیلی در روابط بین‌الملل، به‌ویژه رویکرد رئالیستی که در تحلیل‌های جان میرشایمر تکرار می‌شود، حتی تا آن‌جا پیش می‌رود که آن را برخلاف منافع بلندمدت ایالات متحده ارزیابی کند. در نهایت، تحلیل‌های فردمحور، حمله را زاده ذهن نامتعادل ترامپ و نفوذ بیش از حد نتانیاهو بر تصمیم‌گیری او می‌دانند. اما آیا واقعا چنین است؟

اعلامیه جهانی حقوق بشر

به اَرتش ملی ایران: شَریک جُرم خامنه ای و سپاهِ پاسداران نَشوید!

  پیشگفتار: مُدتیست که خبر حضور ارتش ملی ایران در سوریه از سوی رژیم تایید و رسانه ای شده است. از آنجایی که نگارنده خود را وامدار فداکاری ها...